کد خبر: 26236
تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۹
خواهران سنندجی

روز سه‌شنبه ۱۲ خرداد، همسایه‌های محله حاجی‌آباد سنندج پس از ماه‌ها نگرانی، مأموران پلیس را به خانه‌ای کشاندند که سرنوشت دو خواهر را برای همیشه تغییر داد. دختران ۷ و ۱۵ ساله‌ای که پدر و نامادری‌شان آن‌ها را در سرویس بهداشتی خانه حبس کرده بودند، با شکستگی فک و لگن، سوختگی و زخم‌های عمیق، از میان تاریکی و کثیفی نجات یافتند. فیلم این عملیات در شبکه‌های اجتماعی خشم و انزجار گسترده‌ای برانگیخت. پدر بازداشت شده، نامادری به حبس خانگی رفته و مادر پس از سه سال تلاش حقوقی، سرانجام حضانت دخترانش را گرفته است.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ محله حاجی‌آباد سنندج، روز سه‌شنبه ۱۲ خرداد، شاهد صحنه‌ای بود که هنوز در یادها مانده است. همسایه‌ها که ماه‌ها از رفتار مشکوک پدر و نامادری دو خواهر خبر داشتند، این بار با اصرار بیشتری با پلیس و اورژانس اجتماعی تماس گرفتند. آن‌ها می‌گفتند نزدیک به یک ماه است که هیچ خبری از دو دختر ندارند.

پیش از این نیز چندبار مأموران به محل مراجعه کرده بودند، اما هر بار پدر و نامادری اجازه ورود نمی‌دادند. این بار اما ماجرا متفاوت بود. مأموران که پس از کوبیدن درها réponses دریافت نکردند، با دستور قضایی از پشت بام وارد خانه شدند.

کشف وحشتناک در سرویس بهداشتی

درون سرویس بهداشتی خانه، دو دختر ۷ و ۱۵ ساله به نام‌های آیلین و نارین در شرایطی هولناک پیدا شدند. آن‌جا بود که ابعاد فاجعه آشکار شد؛ ماه‌ها حبس، گرسنگی، ضرب و شتم، بی‌نوری و محرومیت از کوچک‌ترین امکانات زندگی.

فیلم لحظه نجات این دو خواهر که در فضای مجازی منتشر شد، خشم عمومی را برانگیخت. هر دو دختر بلافاصله به بیمارستان منتقل شدند و تحت درمان قرار گرفتند.

ابعاد تاریک ماجرا؛ شکستگی، سوختگی و تهدید

سامان قمری، دایی دو دختر، جزئیات تکان‌دهنده‌ای از این حادثه روایت می‌کند. او می‌گوید: «نارین، دختر ۱۵ ساله، دچار شکستگی فک، لگن و ران شده است. پاهایش و فکش از حالت طبیعی خارج شده. موها و پوست سرش کنده شده و آثار سوختگی و ضرب و شتم در تمام بدنش دیده می‌شود. آیلین، خواهر ۷ ساله، جراحات کمتری داشت اما او هم در شرایط خوبی نبود.»

به گفته دایی آن‌ها، آیلین پس از مداوا مرخص شد، اما نارین همچنان در بیمارستان بستری است.

سال‌ها تلاش مادر برای گرفتن حضانت

دایی دختران می‌گوید که خواهرش نگین، سه سال پیش و زمانی که همسرش با زن دیگری ازدواج کرد، ناچار به جدایی شد. از همان سال، او بارها برای گرفتن حضانت دخترانش اقدام قانونی کرد اما موفق نشد.

«در یک سال اخیر، شوهر سابق خواهرم حتی قوانین ملاقات فرزندان را هم نقض کرد و خواهرم نتوانست دخترانش را ببیند. او از همسایه‌ها خبرهایی درباره شکنجه دخترانش می‌شنید و نگران بود. چند بار هم مقابل خانه آنها رفت، اما شوهر سابقش با تهدید، اجازه نمی‌داد دخترها را ببیند.»

با قطع اینترنت و تعطیلی مدارس، دسترسی به دو خواهر کاملاً غیرممکن شد. در این مدت، پدر با خانواده خود نیز قطع رابطه کرده بود تا کسی از ماجرا باخبر نشود.

تهدید با قمه و ترس حاکم بر خانه

دایی دختران ادامه می‌دهد: «مدتی قبل، یکی از همسایه‌ها متوجه شد که پدر، نارین را در حالی که توان راه رفتن نداشت، به بیرون از خانه برده بود. خواهرم و همسایه‌ها با شنیدن این خبر مقابل خانه آنها رفتند، اما شوهر سابق خواهرم با قمه آنها را تهدید کرد.»

نارین نیز از روی ترس و تحت تأثیر تهدیدهای پدر و نامادری، حتی زمانی که مدرسه وضعیت او را پیگیری کرد، جرأت نکرد حقیقت را بگوید.

همسایه‌هایی که فرشته نجات شدند

یکی از همسایه‌های محله حاجی‌آباد می‌گوید: «دو سالی بود که نارین و آیلین با پدر و نامادری‌شان در این محله ساکن شده بودند. ما رفتار مشکوک آن‌ها را دیده بودیم. وقتی مطمئن شدیم که دخترها شکنجه می‌شوند، مادرشان را پیدا کردیم و موضوع را با او در میان گذاشتیم.»

مادر به مراجع قضایی مراجعه کرد، اما دخترها به خاطر تهدیدهای پدر، گفته بودند که می‌خواهند با او زندگی کنند. هر بار هم که همسایه‌ها اورژانس اجتماعی را خبر می‌کردند، نارین از ترس پدرش می‌گفت مشکلی ندارد.

تا اینکه سرانجام با اصرار همسایه‌ها و مادر، حکم ورود به منزل صادر شد و دخترها نجات یافتند.

سرنوشت متهمان و حمایت از خواهران

به گفته مدیرکل بهزیستی کردستان، پدر این کودکان هم‌اکنون در بازداشت به سر می‌برد و نامادری به دلیل داشتن کودک خردسال در حبس خانگی به سر می‌برد.

استاندار کردستان نیز اعلام کرد که یک واحد آپارتمان به دو خواهر سنندجی اهدا شده تا در کنار مادر خود با آرامش زندگی تازه‌ای را آغاز کنند.

پایان تلخ یک انتظار سه ساله

دایی دو خواهر می‌گوید: «در این سه سال بارها از شوهر سابق خواهرم خواستیم دختران را به خواهرم بدهد. خواهرم نیز در همه این مدت به دنبال گرفتن حضانت بچه‌ها بود و بالاخره توانست ۲ تا ۳ روز قبل از رهایی بچه‌ها، حضانت آنها را بگیرد.»

او درباره نامادری و دیگر کودکان خانه نیز می‌گوید: «نامادری بچه‌ها دو پسر دوقلوی ۹ ساله از همسر قبلی خود و یک پسر یک‌ساله از شوهر سابق خواهرم دارد. حتی دوقلوها هم از ترس پدر و نامادری نمی‌توانستند درباره وضعیت دخترها با کسی صحبت کنند.»

مادر و دایی دو خواهر اکنون امیدوارند که پس از این فاجعه، دختران بتوانند در آرامش و دور از خشونت، زندگی تازه‌ای را آغاز کنند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 1 =

آخرین‌ها